سلام
سلام حدیثم سال نومبارکت باشه مامانیه گلم دوراون صورتت بگردم که سومین سالو بدون تو سفره هفت سینو انداختم مامانی فقط عکست وسط سفرمون بود
سلام دوستای مهربونم سال نومبارک براهمتون
دیگه نمیخواستم بیام میخواستم هیچی نگم میخواستم گله نکنم میخواستم شکر کنم میخواستم صبرکنم تایه مطلب جدیدپیدا کنم همه دوستای گلم که میومدن تووبلاگت روخوشحال کنم
ولی آخه داغ رو دلم مگه میزاره
توروخدا یکی بیاد بگه چیکارکنم توعید خنده زورکی میدونیدیعنی چی جلوهمه تظاهرخوشبختی کنید یعنی چی دلت ازحرفای اینو اون بگیره میدونید یعنی چی نگاهای دلسوزانشون میدونید یعنی چی آخ نمیتونم جلوگریه هامو بگیرم نمیتونم آروم باشم نمیتونم نمیتونم خدایاتورو به بزرگیت کمکم کن توروبه یگانگیت کمکم کن
دوستای گلم نمیخوام ناراحتتون کنم ولی داغ رودلم نمیزاره دورتون بگردم ببخشید من فقط میتونم باشمادردودل کنم حرفمو پیش شما بگم اینجا خودمو خالی کنم آخ خیلی دلم گرفته دیگه حوصله هیچیو ندارم دیگه نمیتونم تظاهرکنم همه جا میخوام دادبزنم بگم من کم آوردم آره آزاده همیشه خندونو آروم کم آورده دیگه ازدیدن هیچ چیزیو هیچ کس خوشحال نمیشه جز حدیثش پاره تنش آخ خداروشکراکثرامادرین این حرفای منو میفهمین سرسفره هفت سین بچه هاتونو بغل کردین چقدر عکستون قشنگ شده بود ولی من دستام خالی بود آخ دیگه نمیتونمونمیخوام صبرکنم
توروخدا دعاکنیدایمانم قویتربشه خدایا یه ذره روخوشبختیو بهم نشون بده من دلم روشن بشه که خدامنم رومیبینیه


سلام
