حدیثحدیث، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 23 روز سن داره

مامان منتظر فرشته

سلام

1391/1/23 11:23
نویسنده : آزاده
1,035 بازدید
اشتراک گذاری

سلام حدیثم سال نومبارکت باشه مامانیه گلم دوراون صورتت بگردم که سومین سالو بدون تو سفره هفت سینو انداختم مامانی فقط عکست وسط سفرمون بود

سلام دوستای مهربونم سال نومبارک براهمتون

دیگه نمیخواستم بیام میخواستم هیچی نگم میخواستم گله نکنم میخواستم شکر کنم میخواستم صبرکنم تایه مطلب جدیدپیدا کنم همه دوستای گلم که میومدن تووبلاگت روخوشحال کنم

ولی آخه داغ رو دلم مگه میزاره

توروخدا یکی بیاد بگه چیکارکنم توعید خنده زورکی میدونیدیعنی چی جلوهمه تظاهرخوشبختی کنید یعنی چی دلت ازحرفای اینو اون بگیره میدونید یعنی چی نگاهای دلسوزانشون میدونید یعنی چی آخ نمیتونم جلوگریه هامو بگیرم نمیتونم آروم باشم نمیتونم نمیتونم خدایاتورو به بزرگیت کمکم کن توروبه یگانگیت کمکم کن

دوستای گلم نمیخوام ناراحتتون کنم ولی داغ رودلم نمیزاره دورتون بگردم ببخشید من فقط میتونم باشمادردودل کنم حرفمو پیش شما بگم اینجا خودمو خالی کنم آخ خیلی دلم گرفته دیگه حوصله هیچیو ندارم دیگه نمیتونم تظاهرکنم همه جا میخوام دادبزنم بگم من کم آوردم آره آزاده همیشه خندونو آروم کم آورده دیگه ازدیدن هیچ چیزیو هیچ کس خوشحال نمیشه جز حدیثش پاره تنش آخ خداروشکراکثرامادرین این حرفای منو میفهمین سرسفره هفت سین بچه هاتونو بغل کردین چقدر عکستون قشنگ شده بود ولی من دستام خالی بود آخ دیگه نمیتونمونمیخوام صبرکنم

توروخدا دعاکنیدایمانم قویتربشه خدایا یه ذره روخوشبختیو بهم نشون بده من دلم روشن بشه که خدامنم رومیبینیه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

مامان سارا
23 فروردین 91 11:47
عزیزم سلام .خدا بهتون صبر بده. من یه دختر تو راه دارم. می گن دعای مامانایی که تو راهی دارن زود مستجاب می شه. من براتون دعا می کنم.
مامان امیرناز
28 فروردین 91 16:59
سلام عزیزم خیلی خوشحال شدم اومدی همیشه می اومدم ببینم هستی یا نه خدا می دونه همیشه واست دعا می کنم ایشالا زود خبر خوش بدی سر خودت و گرم کن زیاد به یادش نیفتی بهمون سر بزن امیر نازم منتظرته
بهار
28 فروردین 91 18:39
سلام آزاده جونم خوبی عزیزم نبینم انقدر ناامید باشی گلم می دونم خیلی خیلی سخته عزیزم امیدوارم بزودی زود خدا دلت و شاد بکنه و دلم منم همینطور چون تو شاد بشی منم شاد میشم گلم دوست دارم عزیزم به چیزای خوب فکر کن بوسسسسسسسسسسسس
يه دوست
29 فروردین 91 13:08
سلام من مدتيه به اينجا سر ميزنم هميشه بعد از مدتي ميام شايد يه پست زده باشي حديثت برگشته ولي ...... اميدوارم به حق حضرت فاطمه توي اين ايام فاطميه به مراد دلت برسي ميگم چرا اينقدر خودتون رو زجر ميدين شما كه خدا رو شكر مشكل جسمي ندارين براي اينكه اينقدر در عذاب نباشين چرا از لقاح مصنوعي و كاشت در رحم استفاده نميكنين با اين روحيه داغوني كه داري معلومه كه از راه طبيعي ديرتر به جواب ميرسي اين نظر من بود فكر كنم به خرجش به ارزه لااقل ذره ذره آب نميشين
نارینه
31 فروردین 91 16:00
از خدا میخوام به حق این لحظه های قشنگی که دارم میگذرونم ... زود زود فرشتت رو بهت برگردونه ...
مامان معید
3 اردیبهشت 91 2:06
آزاده مهربونم...آزاده آرومم...صبور باش. مگه نشنیدی بچه اضطراب و ناراحتی مادر رو میفهمه و تاثیر میگیره..شاد باش که فرشته کوچولوتم شاد باشه وقت بازی با فرشته ها.
ساناز
3 خرداد 91 1:05
سلام مامان مهربون. مطمئن باش حدیث عزیز برمیگرده پیشت فقط رفته تو بهشت پیش فرشته ها هم حالش خوب بشه هم اینکه با فرشته ها بازی کنه. دوباره برمی گرده صبر داشته باش عزیزم
زینب مامان فرشته آسمونها امیر عباس
25 بهمن 91 22:43
سلام عزیز دلم خیلی دلم گرفت متن وبلاگتو خوندم اما خدارو شکر که خدا جواب صبرتو داد انشالله خدا خودش این فرشته نازی که الان تو دلت هست و صحیح و سالم تو بغلت بذاره